هرشب تنهایی

حالم خیلی بده 

370 روز از تو جدا بودن،دور بودن

حالم رو خراب کرده

دیشب داشتم به فیلم هر شب تنهایی

 ساخته رسول صدر عاملی فکر میکردمو امشب هم

همون فیلم داره از شبکه ifilm پخش میشه

و این حالمو بدتر میکنه

فیلمه فوق العاده زیباییست

دیگه نمیتونم نگاهش کنم

حداقل امشب دیگه نمیتونم ببینمش

چقدر نگاههای لیلا حاتمی شبیه نگهاههای توست

چقدر صبوریهای حامد بهداد شبیه منه خودخواه

هیچوقت هیچوقت دلم نمیخواد تو مریض بشی

یادته وقتی تو یه سرمای کوچولو میخوردی

همه فکر و ذکرم میشد تو تا حالت خوب بشه؟

میگفتی لوسم نکن،لوس کردن نبود عشق ورزیدن بود

الان که این فیلمو دارم میبینم ...

شاید بیشتر از ده بار دیدمش ولی

نمیخوام نمیخوام تو مثل لیلا باشی هیچوقت هیچوقت...

زبونم لال بشه...

حتی نمیتونم بهش فکر کنم...


حالم بده قفسه سینم داره بهم فشار میاره و

جای خالی قلبی که توش نیست

بیشتر باعث میشه درد سینمو احساس کنم

درست شدم مثل اون سالی که سکته کردم

فکر کنم دارم برای بار سوم سکته میکنم

ایشالله این دفعه آخره و تموم میشه

اونوقتکه دیگه آزاد میشمو بدون اینکه منو ببینی همیشه پیشتم

دارم بسختی نفس میکشم....

راستش فکر نمیکردم تا این حد ترسو باشم و

نتونمحتی بهت زنگ بزنمو باهات صحبت کنم

اونم توی این لحظه های آخر

هر کاری کردم که بهت یه زنگ بزنم

یا بهت یه ایمیل بدمو بهت بگم

370 روز گذشته نمیخوای برگردی ؟

دیگه بسه

تنبیه من دیگه بسه، از امتحان سربلند بیرون اومدم؟

بیشتر از این نمیخواد منو امتحان کنی

من بدون تو دارم میمیرم

حالم خرابه شاید دیگه نفسهای آخرمه

باورکن باورکن که عاشقانه دوستت دارم

عاشقانه میپرستمت

و عاشقانه مثل الان برات میمیرم

نتونستم حتی نتونستم یه پیام بدمو تسلیت بگم

چه برسه به اینکه بخوام درباره خودمون حرف بزنم

فقط بدونکه دلم میخواست

برای آخرین بار میدیدمت و میبوسیدمت

بعدش میمردم

ولی عیبی نداره الانم اگه آزاد بشم

مستقیم میام بالای سرت

و همونجوریکه خوابیدی

نگاهت میکردمو میبوسیدمت

راستی حلالم کن 

خیلی وقتها توی این وبلاگم

خودخواهانه از خودم نوشتم

بدون اینکه بخوام بگم

تو چه مشکلاتی داشتی و داری

منو ببخش درکت میکنم

ولی خواهش میکنم برگرد

بذار دوباره باهم زیر یک سقف زندگی کنیم

دوستت دارم

پاورقی:

نمیدونم شاید نوشتن این مطالب اینجا کار درستی نبود

شاید خیلی ها نگرانم بشن

اما نمیتونستم این حرفارو نزنمو بخوابم

فقط نوشتم که بدونی

بی تو چه زجری کشیدم

حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم

/ 24 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آترا

ینی واقعا هیچ کاری نمیشه کرد؟[ناراحت]

هدا

[لبخند][گل][قلب][لبخند] میاد میاد دلم روشنه...روزای خوب میان به امید خدا اگه صلاح باشه

الناز

سلام دوست نازنین . خوب هستید؟(چه سوالی؟) سال نو مبارک . امیدوارم در سال جدید همسر ی که انقدر بهش وابسته هستید برگرده . من باز هم در وبلاگ می نویسم

tahamiishe

خدا گفت ببرینش جهنم برگشت و نگاهی به خدا کرد خدا گفت: نبرینش،اورا به بهشت ببرین فرشتگان سوال کردند چرا؟! جواب آمد: چون او هنوز به من امید وار است! از ته دل این روزا به یادتون بودم...داشتم نظرات و میخوندم که دیدم مثل اینکه اون شب سعی کرده بودین ولی خب هیچ جوره نشده بود...راستشو بگم منم خیلی وقتا اینجوری میشم من اسمشو میزارم یه نشونه...قطعا خیری درش بوده..خدا یه خورده خیلی بی صداس...فک نکنم با هیچ همدردی بتونم این ناراحتی حتی ذره ای کم کنم...پس چیزی نمیگم..

رانا

سلام دوست عزیز کار خوبی کردی نوشتی گاهی اوقات اگر همین نوشتنها نباشه که دیگه دق میکنیم. شادمانیتان را آرزومندیم. راستی بیا یه مستند جالب برات گذاشتم ببین حتما خوشت میاد

آترا

چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الی جون

سلام می دونی که فردا تولد جونگی هستش حتما بیا راستی کادوها یادت نره فقط خصوصی باشه بیایا نیای ناراحت میشم کادوهم بیار

لیلا

چقدر با صداقت نوشتین...[گل] البته من همشو نخوندم... [خجالت]ولی مطمئنم که مخاطب خاص تون همشو میخونه و برمیگرده[لبخند] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]